مداد های رنگارنگ من
مداد رنگی هام تنها کسایی هستن که از شادترین تا غمناک ترینشون کنار هم زندگی میکنن
سلام ! کنم؟ بعدا نوشت : دوستان واقعا از اینکه به یادمین و بهم سر میزنین خیلی خیلی خیلی ممنونم. دوستتون دارم خیلی زیاد انگار قسمته که آپام یکی در میون ناراحت کننده باشه. حرفم نمیاد.دلداری میخوام.یکی که بهم انرژی بده. یکی که دستمو بگیره و بلندم کنه تا بتونم بقیه ی زندگی رو بگذرونم. چه دنیاییه.یه همدم میخوام... خب من چیکار کنم !!! ساعت قبل از سال تحویل آپ کنم که بله دیگه ! موبایل بد بختم ادامه خواب رو در پیش گرفتم . بود به سال تحویل ازخواب بیدار شدم که دیگه... واسه آپ کردن خیلی دیر شده بود. به هر حال ! عید خوبی داشته باشین. به امید سرنگونی مدارس ! سلام دوستان ! خوبین ؟ خوشین ؟ البته نه باید خوب باشین و نه خوش ! گفتم باید بخندیم و شاد باشیم اما این دور فرق میکنه الان توی بدترین شرایط روحی و مالی و جانی هستن . کاری که میتونیم واسشون انجام بدیم ... احساس همدردیه . اصلا دوست نداشتم عوض کردن قالب وبلاگم مصادف باشه با یه خبر بد دیگه ! ایشا... آپ شاد و رنگارنگم واسه ی سال ۱۳۹۰ . دوستتون دارم . دنیای نامرد ازت بدم میاد ! ازت متنفرم .... فقط بلدی چشم های آدما رو خیس کنی و دلاشون رو بلرزونی . سانحه ی هوایی ارومیه به دلت نشست نه ؟! خوب شد ترنم واسه ی همیشه چشم هاش رو بست ؟!!! ............................. میخوام فریادی بکشم تلافی همه ی سکوت هام . بیاین همه با هم واسه شادی روح اون فرشته ی کوچولو . مامان باباش و تمامی مسافران اون هواپیما فاتحه ای بخونیم . از این جا به دوستم نیوشا و تمامی بستگان و آشنایانشون تسلیت میگم ... وبلاگ ترنم : http://mamanetaranom.blogfa.com/ چنين حکايت کنند که در روزگاران قديم نره خری با ماچه خری نرد عشق می باخت و داستان دلدادگی آنها نُقل محافل بود نره خر در انديشه بود که زوجه ای مرغوب اختيار کند. سر انجام مادر خويش را مادر که پاردُمش از گردش روزگارساييده شده بود به اوگفت: الاغ جان، برای ازدواج بايد مغز. خر و دل شير داشت، می دانم که اولی را داری ولی از داشتن دومی بيم دارم نره خر که از عطر يونجه زار و بوی دلدار سرمست بود، پاسخ داد: مادرجان به خود بيم راه مده، هرچه خواهی از مرحوم پدر به ارث برده ام، ديگر نگران چه هستی، اکنون آنچه می توانی در حق اين خرترين انجام بده که يار چشم انتظار است و رقيب بسيار عقد جاری چون که شد صيغه عاقد جاری هر دو گشتند خر يک گاری گشت بيچاره، چو اين کاره نبود جز طلاق از خرنر چاره نبود
من خیلی حرف دارم اما حوصله نوشتن ندارم باید چی کار![]()
![]()
![]()
دیشب تنظیم کرده بودم دقیقا نیم
زدم تو سر
ده دیقه مونده
![]()


ببخشید من همیشه
. مردم ژاپن
حداقل![]()


مجبورکرد که به خواستگاری ماچه خر همسايه برود 

سرانجام مادر با اکراه به خواستگاری رفت و پس از چندی به ميمنت و مبارکی خطبه
بعد آن وصلت خوب و خَرَکی هردو خوشحال وليکن اَلَکی
هر دو خرکيف ازين وصلت پاک روز وشب غلت زنان در دل خاک
نرّه خر بود پی ماچۀ خويش آخورش چال، علف اندر پيش
ماچه خر با ادب و طنّازی داشت می داد خرک را بازی
بُرد سم های جلو را به فراز پوزه چرخاند به صد عشوه و ناز
گفت به به چه خر رعنايی مُردم از بی کَسی و تنهايی
يک طويله خری ای شوهر من تو کجا بوده ای ای دلبر من
بين خرها نبود عين تو خر آمدی نزد خودم بی سر خر
نه بود مادر تو در بر من نه بود خواهر تو سرخر من
چون جدا گشتی از آن جمع خران کور شد چشم همه ماچه خران
بعد ازين در چمن و سبزه و باغ نيست غير از من و تو هيچ الاغ
يونجه زاريست در اين دشت بغل ببر آنجا تو مرا ماه عسل
زود می پوش کنون پالون نو پُر بکن توبره از يونجه و جو
باز شد نيش خر از خوشحالی گفت به به چه قشنگ و عالی
عرعری کرد به آواز بلند هردو از فرط خريّت خرسند
ماچه خر بود پر از باد غرور که عجب نره خری کرده به تور
بعد ماه عسل و گشت و گذار نره خر گشت روان در پی کار
شغل او کارگر خرّاطی گاه می رفت پی الواطی
نره خر چون خرش از پل رد شد با زن خويش شديداً بد شد
عرعر و جفتک او گشت فزون دل آن ماچه نگو، کاسۀ خون
ماچه خر گشت، بسی دل نگران چه کند با ستم نرّه خران
مادرش گفت کنون در خطری زود آور به سرش کره خری
ميخ خود گر تو نکوبی عقبی مگر از بيخ تو جانا عربی
ماچه خر حرف ننه باور کرد پالون تاپ لِسَش دربر کرد
دلبری کرد به صد مکر و فسون ماچه خر ليلی و شوهر مجنون
بعد چندی شکمش باد نمود از بد حادثه فرياد نمود
گشت آبستن و زاييد خری شد اضافه به جهان کره خری
نره خر ديد که افتاده به دام جفتک خويش بيافزود مدام
ماچه خر داد ز کف صبر و شکيب در طويله تک و تنها و غريب
يک طرف کره خری در آغوش بار يک نره خری هم بر دوش
کرد افسارو طنابش پاره شد جدا ماچه خر بيچاره
تازه فهميد که آزادی چيست درجهان خرمی و شادی چيست
ديگر او خر نشود بيهوده تازه او گشته کمی آسوده
هرکه يک بار شود خر، کافيست بيش از آن احمقی و علافيست
مغز خر خورده هرآنکس که دوبار با خری باز نهد قول و قرار
گفتم اين قصه که خرهای جوان پند گيرند ز ما کهنه خران















| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |

چطورین ؟ خوش میگذره با درسا ؟!!! 
